اسم مصدر gerund
اسم مصدر کلمه ایست که ریشه فعلی دارد و با اضافه کردن ing به آخر فعل تشکیل می شود.اسم مصدر کلیه خواص اسم را دارد و در حقیقت یک نوع اسم معنی محسوب می گردد.مثلاً وقتی می گوییم سیگار کشیدن برای بدن شما مضر است کلمه سیگار کشیدن در یک مفهوم کلی بکار رفته و هیچگونه اشاره به کشیدن سیگار در لحظه مخصوص نمی کند. smoking cigarette is harmful to your health سیگار کشیدن برای سلامتی شما مضر است. درجمله فوق کلمه smoking اسم مصدر است که از ریشه فعل smoke گرفته شده و نباید آنرا با وجه وصفی حال عوضی گرفت که عمل سیگار کشیدن بصورت حقیقی و واقعی انجام شود که اکثراً در زمانهای استمراری ما شاهد آن خواهیم بود. مثال: John is smoking a cigarette now جان در حال سیگارکشیدن است
When I entered the room,he was smoking cigarette
زمانی که وارد شدم،او داشت سیگار می کشید.
در دو جمله فوق کلمه smoking نشان دهنده انجام یک عمل به صورت واقعی است پس وجه وصفی محسوب می گردد.زیرا هیچگونه اشاره ای به سیگار کشیدن در یک مفهوم کلی نشده است.
موارد کاربرد اسم مصدر:
1.بعنوان فاعل جمله
مثال:
Reading french is easier than writing it
2.بعنوان مفعول جمله
مثال:
I like swimming in the summer
3.بعنوان صفت قبل از اسم
This swimming pool is too deep
این استخر شنا خیلی عمیق است
4.در ممنوعیت هایی که بصورت عبارات کوچک نوشته می شود.
مثال:
No smoking
اینجا سیگار کشیدن ممنوع است
این جمله در اصل بصورت زیر بوده و به منظور خلاصه نویسی تبدیل به عبارت فوق شده است
smoking is forbidden here
5.بعد از حرف اضافه از اسم مصدر استفاده می گردد
مثال:
He is good at telling lies
او در دروغ گفتن خوب وارد است
Can u touch the floor without bending your knees؟
آیا می توانید بدون خم کردن زانوهایتان کف اتاق را لمس کنید؟
6.بعد از افعالی که دارای حروف اضافه مخصوص به خودشان می باشند.
مثال:
He insisted on seeing u
او اصرار داشت شما را ببیند
He is interested in fishing
او به ماهیگیری علاقه زیادی دارد
He was charged with stealing
او متهم به سرقت بود
7.بعد از صفات ملکی یا ضمایر مفعولی
مثال:
I cant remember his driving
I cant remember him driving
رانندگی او را نمی توانم بخاطر بیاورم
I know that your coming will worry him
می دانم که آمدن تو او را نگران خواهد کرد
8.بعد از افعال و عبارات زیراسم مصدر می آید.
| دست کشیدن – متوقف کردن | stop |
| تمام کردن – به پایان رساندن | finish |
| بازداشتن از – ممانعت کردن | prevent |
| دوری کردن- دوری جستن | avoid |
| ریسک کردن – خود را به مخاطره انداختن | risk |
| به تعویق انداختن – به بعد موکول کردن | postpone |
| لذت بردن – خوشگذرانی کردن | enjoy |
| قدردانی کردن | appreciate |
| اهمیت دادن | mind |
| بررسی کردن -وارسی کردن | consider |
| انکار کردن- تکذیب کردن | deny |
| پذیرفتم – قبول کردن | admit |
| تنفرداشتن از- متنفربودن از | dislike |
| تنفرداشتن از- متنفربودن از | detest |
| پیشنهادکردن | suggest |
| بخشیدن – عفو کردن | forgive |
| مقاومت کردن – ایستادگی کردن | resist |
| رنجیدن – دلخورشدن از چیزی | resent |
| مستلزم بودن – لازم داشتن – گرفتار کردن | involve |
| ترس و بیم داشتن | dread |
| تمرین کردن | practice |
| پیش بینی کردن | anticipate |
| عادت داشتن به انجام کاری | to be used to |
| عادت داشتن به انجام کاری | to be accustomed to |
| بیم داشتن از- ترسیدن از | to be afraid of |
| مشتاقانه انتظار کشیدن | to look forward to |
| نتوانستن از انجام کاری خودداری کردن | can not help |
| تحمل نکردن – طاقت نداشتن | can not stand |
| بی فایده است – فایده ندارد | its no use |
| خوب نیست – صحیح نیست | its no good |
| ارزش داشتن | to be worth |
| سخت مشغول بودن – سخت گرفتار بودن | to be busy |
| ترک کردن- ول کردن – رها کردن | to quit |
| حوصله انجام کاری را داشتن | feel like |
مثال
He stopped reading
او ازمطالعه دست کشید
We finished writing our homework
نوشتن تکلیف را تمام کردیم
?Who can prevent us from getting married
چه کسی می تواند ما را از ازدواج کردن باز دارد؟
You can hardly avoid meeting her
شما می توانید ازملاقات با او دوری کنید
You shouldn,t risk going out if u have a cold
اگر سرما خورده اید نباید ریسک کنید و بیرون بروید
Postpone sending an answer to their request
پاسخ به درخواست انها را به تعویق بیاندازید
I enjoy studying English
از مطالعه انگلیسی لذت می برم
we will appreciate receiving an answer immediately
ما از اینکه پاسخ سریعی دریافت کردیم آنرا قدردانی خواهیم کرد
Do u mind waiting a few minutes in the hall?
ایا اهمیتی دارد اگر چند دقیقه ای در هال منتظر باشید؟
We are considering buying a new house
ما مشغول بررسی خرید یک منزل جدید هستیم
He denied taking the book
او حاشا کرد که کتاب را برداشته است
He admitted making a mistake
او پذیرفت که اشتباه کرده است
I dislike getting up early
از زود بیدارشدن بیزارم
I detest writing letter
از نامه نوشتن بیزارم
They suggested waiting till dawn
آنها پیشنهاد کردند که تا سپیده دم منتظر بمانند
Forgive my interruptingu
مرا ببخشید از اینکه صحبت شما را قطع کردم
I couldn,t resist buying the car
نتوانستم در خرید اتومبیل مقاومت کنم ( یعنی آن را خریدم)
He resented being punished
او رنجید از اینکه مورد تنبیه واقع شد
Putting in a new window,will involve cutting away part of the wall
بکار گذاشتن یک پنجره جدید مستلزم قطع کردن قسمتی از دیوار است
She dreads lending money to me
اواز اینکه به من پول دهد می ترسد
You should practice speaking English
شما بایستی صحبت کردن انگلیسی را تمرین کنید
He anticipated raining
او باران را پیش بینی کرد
I am used to getting up early
من عادت دارم که زود از خواب برخیزم
He is accustomed to smoking 20 cigarettes every day
او عادت دارد که روزی 20عدد سیگار بکشد
He is afraid of talking to her father
او می ترسد با پدرش صحبت کند
I am looking forward to seeing you
مشتاقانه انتظار دیدن شما را می کشم
I can,t help laughing
نمی توانم نخندم
I can,t stand hearing these words
من تحمل شنیدن این حرفها را ندارم
It is no use arguing with him
صحبت کردن با او بی فایده است
It is no good talking to him like this
خوب نیست با او این طور صحبت کنید
This film is not worth seeing
این فیلم ارزش دیدن را ندارد
He is busy studying
او سخت مشغول مطالعه است
I have decided to quit smoking
من تصمیم گرفتم سیگار را ترک کنم
I don,t feel like working
حوصله کار کردن را ندارم
توجه : بعد از فعل go اکثرافعال بصورت اسم مصدر بکار می روند که مهمترین آنها عبارتنداز:
go swimming شنا کردن
go fishing به ماهیگیری رفتن
go shopping به خرید رفتن
go climbing به کوهنوردی رفتن
9.بعد از بعضی افعال علاوه بر اسم مصدر می توان از مصدرنیز استفاده کرد. این افعال عبارتنداز:
| افسوس خوردن- پشیمان شدن | regret | شروع کردن | begin |
| اجازه دادن | permit | شروع کردن | start |
| اجازه دادن | allow | ادامه دادن | continue |
| سعی کردن | try | دوست داشتن | like |
| قصد داشتن – پیشنهاد کردن | propose | بیزار بودن | hate |
| آن احتیاج دارد | it wants | سعی کردن | attempt |
| احتیاج دارد | it needs | قصد داشتن | intend |
| غفلت کردن | neglect | خیلی علاقه داشتن | love |
| دست کشیدن-باز ایستادن | cease | ترجیح دادن | prefer |
| بخاطرداشتن – بخاطر آوردن | remember | فراموش کردن | for |
مصدر Infinitive
مصدر يا Infinitive همانند مصدر در زبان فارسي حالت اوليه و بدون زمان براي افعال مي باشد. از آنجاييکه مصدر شامل صورت اوليه فعل + to مي باشد، گاهي آنرا مصدر با to يا Infinitive with to مي گويند.
در مثال زير to go مصدر مي باشد:
.I want you to go with him
از تو، رفتن با او را مي خواهم = از تو مي خواهم که با او بروي
بطور کلي مصدر به تنهايي در جملات بکار نمي رود مگر بعد از بعضي افعال خاص (مانند want در مثال قبل) پرکاربرد ترين افعالي که بعد از آن فعل دوم بصورت مصدر با( to) بکار برده مي شود، عبارتند از:
want, agree, be sure, choose, decide, expect, hope, lea, need, plan, seem, wish, would like
1. در ترکيبات منفي مصدر، not قبل از to نوشته مي شود. مثال:
.I want you not to go there
از تو نرفتن آنجا را مي خواهم = از تو مي خواهم که آنجا نروي
2 .بعد از افعال زیر ابتدا مفعول و سپس از مصدر استفاده می گردد:
| order | دستوردادن |
| expect | انتظار و توقع داشتن |
| tell | گفتن |
| ask | خواهش کردن |
| want | خواستن |
| advise | نصیحت کردن |
| tempt | اغواکردن- وسوسه کردن |
| forbid | غدغن کردن |
| teach | آموختن- یاددادن |
| allow | اجازه دادن |
| persuade | ترغیب کردن |
| recommend | سفارش کردن -پیشنهادکردن |
| beg | خواهش و تمناکردن |
| command | فرمان و دستوردادن |
مثال:
I want you to listen to him
از شما می خواهم که به حرف او گوش دهید
He asked me to come here
او از من خواهش کرد که به اینجا بیایم
I allowed him to go with you
من به او اجازه دادم که با شما برود
He persuaded me to fight with Ahmad
او مرا ترغیب کرد که با احمد نزاع کنم
نکته : بعد از افعال فوق همانگونه که میتوان از مصدر استفاده کرد،از مصدر منفی نیز استفاده می شود.
مثال:
I want u not to listen to him
از تو می خواهم که به حرف او گوش نکنی
He asked me not to come here
او از من خواهش کرد اینجا نیایم
3. بعد از صفات از مصدر استفاده می شود.
مثال:
I am glad to see you
از دیدن تو خوشحالم
?Is it possible to meet him
آیا ملاقات با او امکان دارد؟
4.بعد از کلمات where-what-which-whom-when اگر فعل بکار رود،حتماً بصورت مصدر است.
مثال:
When I got there,I didn,t know what to do
وقتی به آنجا رسیدم ، نمی دانستم چه کار کنم
I don,t know where to go
نمی دانم کجا بروم
5. بعد از کلمه how فعل همیشه به صورت مصدراست. مثال:
?Do u know how to go there
آیا میدانید چطور باید به آنجا برویم؟
6. برای پاسخ ونشان دادن علت انجام کاری از مصدر استفاده می شود.
مثال:
?Why did u go to England
I went to England to see my brother
7. بعد از قید زمان- قید مکان – قید حالت و it,s time از مصدر استفاده می گردد.
مثال:
He came last night to speak with my father
He went to England to see his brother
He opened the door slowly not to awake the baby
It,s time to go
8. بعد از کلمات the first- the second-the last فعل بصورت مصدر است.
مثال:
He was the first to leave the meeting
او اولین فردی بود که جلسه را ترک کرد.
توجه : چنانچه بعد از کلمات فوق از اسم استفاده گردد جمله فوق و نمونه های مشابه به شرح زیر تغییر می کنند.
He was the first person that left the meeting
در گرامر، مصدر را می توان به دو نوع مصدر با to و بدون to تقسیم کرد.
مصدر بدون to
این نوع مصدر در انگلیسی bare infinitive نام دارد و کاربرد های آن را می توان به شکل زیر خلاصه کرد:
قبل و یا بعد از افعال کمکی
فعل هایی که بعد از اکثر افعال کمکی بکار می روند از to برای آنها استفاده نمی شود. این افعال کمکی عبارتند از:
He can swim
او می تواند شنا کند
You should study more
تو باید بیشتر درس بخوانی
همانطور که می بینید بعد از افعال کمکی (can و should) در جملات بالا از to استفاده نشده است.
*برخی دیگر از افعال کمکی قبل از فعل اصلی جمله می آیند که عبارتند از do, does و did
She didn’t play soccer
او فوتبال بازی نکرد
I do like flowers
(من واقعا گلها را دوست دارم ) در اینجا فعل کمکی do برای تاکید بکار برده شده است
نکته: هنگامی که شکل مثبت( do) یا همچنین (did و does) قبل از فعل اصلی در جملات خبری (نه در سوالات) استفاده می شود فقط برای تاکید هستند. به یک مثال دیگر توجه کنید.
I did call you several times yesterday but you didn’t answer
دیروز واقعا چند بار باهات تماس گرفتم ولی جواب ندادی
همانطور که می بینید فعل did فقط برای تاکید بکار رفته است.
تعدادی افعال خاص
تعدادی افعال وجود دارد که بعد از آنها to استفاده نمی شود. به یک مثال در این خصوص توجه کنید:
Let him speak
به او اجازه بده صحبت کنه
اگر جمله بالا به شکل زیر استفاده شود اشتباه است:
Let him to speak
فعل let جزء افعالی است که نباید از to برای افعالی که بعد از آن می آیند استفاده کرد. می توانید برای جزئیات بیشتر در خصوص این دسته از افعال به مطلب افعال مصدر بدون to مراجعه کنید.
مصدر با to
این نوع مصدر در انگلیسی full infinitive نامیده می شود که اکثر افعال انگلیسی جزء این نوع هستند. مصدر با to کاربردهای متعددی دارد؛ در این بخش به متداول ترین این کاربردها می پردازیم.
نشان دادن قصد و نیت
یکی از رایج ترین کاربرد to نشان دادن قصد و نیت است. to در اینجا سوال چرا؟ را پاسخ می دهد.
He went there to see his friend
او به آنجا رفت تا دوستش را ببیند (چرا او به آجا رفت؟ => تا دوستش را ببیند)
در این مثال همانطور که مشاهده می کنید قصد رفتن شخص به آنجا دیدن دوستش بود بنابراین قبل از فعل (see که قصد و نیت فرد را نشان می دهد) از to استفاده شده است.
به چند مثال دیگر توجه کنید:
Stephan lived in Spain to lea Spanish
استفان برای یادگیری زبان اسپانیایی در اسپانیا زندگی کرد (چرا استفان در اسپانیا زندگی کرد؟ => برای یادگیری زبان اسپانیایی)
در این مثال نیز قصد از زندگی در اسپانیا یادگیری زبان اسپانیایی بود.
*برای شکل منفی to معمولا not قبل از آن استفاده می شود.
Richard bought a computer not to need yours
ریچارد یه کامپیوتر خرید تا به کامپیوتر تو نیازی نداشته باشه
*خیلی اوقات to به ابتدای جمله آورده می شود:
To lea Spanish, I lived in Spain
*گاهی اوقات ممکن است با اصطلاح in order to نیز برخورد کنید که مترادف to می باشد و بیشتر در موقعیت های رسمی استفاده ی شود.
She arrived early in order to talk to Ms. Wilson
او زود رسید تا خانم ویلسون را ببیند
*برای منفی کردن این اصطلاح کافی است not را بعد از order استفاده کنید که به این شکل است:
in order notto
بعد از تعدادی افعال خاص
تعدادی افعال خاص وجود دارد که اگر فعلی بعد از آنها بیاید باید قبل از آن فعل از to استفاده کرد. به چند مثال توجه کنید:
I want to play soccer
من می خواهم فوتبال بازی کنم
?Do you like to eat Italian food
دوست داری غذای ایتالیایی بخوری؟
متداول ترین این افعال عبارتند از:
Used to
used to برای عادت هایی که شخصی در گذشته داشته است بکار می رود و to جزئی از آن است.
I used to eat fatty foods a lot, but now I don’t eat anymore
من قبلا غذاهای چرب زیاد می خوردم، ولی الان دیگر نمی خورم
اصطلاحات زبان...ما را در سایت اصطلاحات زبان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71